پیرو اون پست قبل

تعرفه تبلیغات در سایت
من دیشب بخاطر اون اتفاقی ک تو پست قبل نوشتم قرار گذاشتم باخودم نه افطاری براش

درست کنم نه سحری

ولی دلم نیومد گفتم گناه داره با اینکارا هیچی درست نمیشه پاشدم رفتم براافطارش کباب آماده کردم

واسه سحریشم باقالی پلو باگوشت گذاشتم وقتی اومد خونه دیدم رفته واسم پفک خریده

آخه چن وقت بود شدید هوس پفک کرده بودم مثل خلا شده بودم وقتی پفکه ارو دیدم برق ازچشام پرید

ولی ب روی خودم نیاوردم خب مثلا باهاش قهر بودم قهر

چایی براش ریختم خرما هم آماده کردم گذاشتم رو اپن تا بخوره

تا آخرشب به همین منوال گذشت

خود حسین فک کنم متوجه اشتباهش شده بود رف کولرو درست کرد بعد دیگه

یواش یواش باهم صحبت کردیم ولی هنوز آشتی نبودیم

خلاصه تا امروز که ازخواب پاشد اومد منو بغلش گرفتو بوسم کرد منم گفتم هنوز باهات قهرم

گف توهم حرفی زدی ک منو ناراحت کردی من گفتم چی گفتم گف تو نباید بگی اگ فلان کارو بکنی

فلان میشد من دوسندارم اینجوری بگی خب من چ میدونستم ازحرف من ناراحت شده

کلا ازش عذرخواهی کردم بعد حسین ازمن عذرخواهی کرد وشدیم همون راضیه وحسین قبل

از بانوی دی عزیزم ممنونم بخاطر حرفات امیدوارم بتونم وموفق بشم


برچسب‌ها: سه نفره هامون

تاريخ جمعه ۲ تیر ۱۳۹۶سـاعت 18:38 نويسنده بانوی مردادی وآقای شهریوری|

نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 4:20
برچسب‌ها : پیرو,