روزهای خوب وبد

تعرفه تبلیغات در سایت
خیلی وقته آپ نکردم حوصله نوشتن نداشتم ولی امروز یکمی بهترم خداروشکر

بلاخره موفق شدمو رفتم آزمایش غربالگری وسونوی NT خیلی استرس داشتم تا وقتی

ک نوبت من شدو رفتم داخل اتاق سونوگرافی وقتی سونو تموم شد جوابو گرفتمو بردم پیش دکتر

گفت همه چیز خوبه وطبیعی ومنم یه نفس راحت کشیدم فقط گفت جفتت پایینه وخیلی باید مراقب

خودت باشی تا وقتی بچه حرکت کنه منم به دستورات پزشکم گفتم چشم

بعدازسونو رفتم آزمایش غربالگری و تیروئیدو دادم ک هنوز منتظرجوابش هستم دعا کنید اوناهم خوب باشه

روزجمعه مامانم بهم زنگ زد و بعدازاحوالپرسی یکمی حرفیدیم

بعد مامانم یواش یواش بهم داشت یه خبریو میداد

خیلی آروم بهم خبر فوت عمه امو داد ولی بازهم من شوکه شدم حالم خراب شد سرم بشدت درد گرفت

اصلا باورم نمیشد شنبه هم مراسم تشیع جنازه اش بود این اتفاق خیلی وحشتناک بود 

دیگه مراسم دومو سومش تموم شد و ماهم برگشتیم خونه

خیلی داغون بودم ولی کنار همسرم حالم بهتر شد

ولی هنوز باور کردن فوت عمه امم برام اصلا قابل هضم نیس

خدارحمتش کنه اگه تونستین یه صلوات برای آرامش روحش بفرستید ممنون میشم

این روزا فشارای مالی زیادی رومون هس خدا بهمون کمک کنه برای هرکسی ک

مث وضعیت ما داره ان شاءالله خدا کمکش کنه الهی آمین

راستی خواهر قبل ازمنم بچه دومشو باردار شده خیلی خوشحالم خداروشکر


برچسب‌ها: سه نفره هامون

تاريخ چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۶سـاعت 15:26 نويسنده بانوی مردادی وآقای شهریوری|

نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:04
برچسب‌ها : روزهای,خوب,وبد,