زندگی مسخره

تعرفه تبلیغات در سایت
بچه ها با خوندن این پست شاید باخودتون فک کنید وبگید چقد این غر میزنه وچقد ناشکره http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_cry.gif

ولی نه میخام غری بحساب بیاد و نه ناشکری خودتون بخونید وبعد قضاوت کنید

من دیشب خیلی دلم گرفته بود اصلا دپرس شده بودم دلم یه دور دوری چیزی میخاست

ولی حسین فقط بفکر کارخودش بود قرار بود از ساعت 10 بره بیرون تا ساعت 2 هم برنمیگشت http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_sad.gif

بحساب خودش کارش واجب بود منم حرفی نزدم دیدحالم خوش نیس ولی اصلا ازم نپرسید چکاری ؟!!

این بیشتر حالمو خراب کرد مردی داشته باشی ک تو این لحظه های حساس بخای بیشتر بهت توجه کنه

ولی بی تفاوت از کنارت میگذره

داشت میرف ک من اشکام یهویی ریختن سرمو گذاشتم روپاهام تا اشکامو نبینه نگه باز این داره گریه میکنه

هیچی ک ازاحساس درکی نداره فقط اینجور چیزارو به بهانه گیریو غرزدن میخونه

درحال گریه بودم ک اومد گف باز چت شده گفتم هیچی اونم گف من دارم میرم خداحافظ گفتم برو

گریه هامو کردمو خالی شدم بعدازدوساعت زنگ زده میگه تنهایی ؟!

میگم آره میگه نمیترسی میگم یه زن حامله تنها چرا نترسه اونم این وقت شب میگه زنگ میزنم

جاریت بیاد پیشت گفتم نه لازم نکرده آخرسر زنگ زده بود به جاریم اومد پیشم اگ اون

نمیومدمعلوم نبود چ بلایی سرم میومد بااون حالم

خلاصه دیشبو گذروندم صبح ک پاشدم خداروبرای همه چی شکر کردم برای همه چی

ظهر نمازو قرانمو داشتم میخوندم حسین هنوز خواب بود چون کارهمیشه اششه

تا ساعت 4 بعداظهر میخابه

کولرهم طبق معمول از12 شب تا وقتی آقا خواب هست روشنه

یهویی یه صداهایی از کولر اومد سریع خاموش کردم پاشدباحالت عصبانی میگه چکارش کردی http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_surprised.gif

گفتم من ک کاریش نکردم بخاطر تو تاالان روشن بوده بمن چه ربطی داره ک داری اینجوری بامن صحبت میکنی

گف دیگه من درستش نمیکنم من ک کولر نخاستم گفتم خب نکن

همینو ک گف گفتم تو هرکاری برای این خونه انجام دادی تا الان بامنت انجام میدادی دیگه هیچ کاری نکن

وباز گریه های لعنتیم بی اختیار شروع شدن اونم باحالت مسخره گف بازبشین گریه کن

منم بخاطر بچم سعی کردم دیگه اشک نریزم ولی بغضی ک تو گلومه داره خفه ام میکنه

اصلا مراعات حالو روزمو نداره نمیفهمه نباید اینقد روی من فشار عصبی باشه

ولی هرروز اشکامو مثل سیل جاری میکنه من دیگه واقعا خسته شدم دیگه نمیکشم

همش دلم میخاد برم ک دست حسین بمن نرسه اگه این بچه نبود صددرصد اینکارو انجام میدادم

امروز برام ثابت شد زندگی ما اصلا عشقی نداره فقط ازروی یه عادته یه عادتی ک به دیدن هم داریم

خسته ام خدایا خسته ام

 


برچسب‌ها: پوچ بودن

تاريخ پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۹۶سـاعت 18:36 نويسنده بانوی مردادی وآقای شهریوری

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:04
برچسب‌ها : زندگی,مسخره,